تبلیغات
یادداشت های یک استشهادی / جان فدا - مطالب تیر 1390

از منظری دیگر !

 

حادثه تلخ جانبازی حجت الاسلام فروزش امام جماعت یکی از خوابگاه های دانشگاه علوم پزشکی تهران در جریان برخورد با اراذل و اوباشی كه ساعت 22  شامگاه دوشنبه 16 خرداد در خیابان شریعتی قصد ربودن به دو دختر جوان را داشتند، با اعلام خبر "نامتعارف بودن پوشش این بانوان" و اینكه اكنون در اختیار پلیس هستند و مرحله بازجویی شان آغاز شده است، توسط نیروی انتظامی از منظر بدپوششی زنان دیده شد و كمتر به این موضوع كه چرا باید در ساعات میانی شب و در خیابانی نسبتا اصلی و نه پرت و حاشیه‌ای وضعیت امنیت شهروندان این گونه باشد توجه شد. البته در همان زمان حجت الاسلام "موسی غضنفرآبادی" نایب رئیس اول کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس در، ضمن با ابراز تاسف ازوقوع چنین حادثه ای گفت: هیچ شهروندی نباید مورد تعرض قرار گیرد و این توجیه به هیچ وجه قابل پذیرش نیست که بگوییم چون خودش وضعیت نامطلوبی داشته مورد تعرض قرار گرفته است. و هم چنین تصریح کرد: پلیس باید به وظیفه‌ای که برای او معیین شده است به خوبی عمل کند.

به هر صورت با اعلام خبر این از خودگذشتگی، مانند سایر حوادثی كه تنها پس از رسانه ای شدن مورد توجه قرار می گیرند، این اقدام شجاعانه نیز در كانون توجهات قرار گرفت و واكنش های حمایتی فراوانی از جانب علما و شخصیت های مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در پی داشت و آیات‌ عظام نوری همدانی، صافی گلپایگانی و مکارم شیرازی با صدور بیانیه های جدا گانه ای از مجروح شدن این مجری فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر ابراز تأسف کردند.

حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی ضمن ابراز تأسف از تعرض به این روحانی تاکید کردند، مسئولان امنیتی و انتظامی و مسئولان قضایی هر چه سریع تر با عوامل این اقدام برخورد و با اطلاع رسانی به موقع و برنامه ریزی صحیح از وقوع مجدد چنین حوادثی برای آمران به معروف و ناهیان از منکر جلوگیری کنند.

سردار رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی نیز در حمایت از اقدام این روحانی فداكار گفت: باید در مقابل برخورد مسئولانه این فرد روحانی که جانباز راه امر به معروف و نهی از منکر شده است، سر تعظیم فرود آوریم.

اما اكنون پس از گذشت چند هفته از این حادثه و اعلام حمایت های مختلفی كه صورت پذیرفت جا دارد سوال دیگری هم طرح شود، شاید بد نباشد برای چند ثانیه هم كه شده به این حادثه از زاویه ای دیگر نگاه كنیم.

آیا اگر در جریان این امر به معروف و درگیری صورت گرفته، حجت الاسلام فروزش در دفاع از خود، خواسته یا ناخواسته به اراذل و اوباش آسیبی وارد می كرد، اكنون در چه وضعیتی قرار داشت و حال و روز ایشان چه بود؟

 ساختن متجاوزین روانه زندان می شد؟

آیا نیروی انتظامی مدعی نمی شد كه اقدام خود سر ایشان مذموم بوده و اگر   ایشان منتظر رسیدن ماموران آموزش دیده نیروی انتظامی می شد همه چیز ختم به   خیر  می گشت؟

آیا قاضی مربوطه برای جلوگیری از هرج و مرج و مبارزه با ترویج اقدامات   خودسر! ضرب شست مبسوطی نشان این روحانی نمی‌داد، تا به او   بفهماند: خیال نكن به واسطه لباس طلبگی هركاری! كه می خواهی می   توانی بكنی!

آیا دادگاه ویژه روحانیت به طور جداگانه به خاطر عدم رعایت شان لباس   روحانیت ایشان را محاكمه نمی كرد؟

آیا خانواده ی همین اوباش فراری اولین مطالبه كنندگان حق فرزند مظلومشان! نبودند؟

به راستی سوالات بالا، حقیقت تلخ تری بود كه در صورت تغییر گذشته در انتظار این روحانی شجاع بود [...] حقیقت تلخی كه مردم به خوبی آن را می دانند و این را می توان از عدم دخالت آنان در حادثه سعادت آباد، یا زورگیری با قمه در محله امین حظور كه تصاویر آن پخش شد فهمید.

 نگارنده به شخصه مثال های زیادی از جوانان بسیجی و افراد عادی را می شناسد كه صرفن به خاطر احساس مسئولیت ناچار به مداخله در امری شده اند و آن حقیقت تلخ را به خوبی درك كرده اند.

حتمن خوانندگان محترم نیز با از نظر گذراند این سطور، موارد زیادی را از این دست به خاطر خواهند آورد.

پی نوشت:

دوست داشتم این طور تمام‌اش كنم كه:‌ امید است مسئولین محترم قضایی و انتظامی با برنامه ریزی های دقیق و رفع ابهام در احیای این فریض الهی قدم بردارند و ...

اما چه كنم كه امید نیست [...]