مرور اخبار امروز و قرار گرفتن آقای عسگراولادی مسلمان
در صدر خبر ها، برایم یاد آور سه شنبه 18 اسفند 88 شب عروسی یوسف، پسر آقای عسگر اولادی بود. همان
عروسی اشرافی كه در پر التهاب ترین سال انقلاب در دهه گذشته،گرفته شد و در همان گیر
و دار كه امت برای حفط انقلابشان با گروه ها و احزابی كه كمر به قتل نظامشان
بسته بود می جنگیدند، آقای عسگر اولادی توانست به یمن میهمانی ای كه برای پسرش برپاكرد، سران اكثر این گروه ها را
دور هم جمع بكند تا همه به تماشای لودگی های "ماهیصفت" كه سبز به تن
كرده بود احمدی نژاد را مسخره میكرد بنشینند.(این هنر كه بتوانی چپ و راست و بالا
و پایین را با هم داشته باشی هنر كمی نیست! اتفاقن آقای قالی باف هم در عروسی پسرش الیاس ثابت كرد كه از این هنر بی
بهره نیست، جشنی مجلل در باغی در شمیران كه خاتمی و لاریجانی و رضایی و... را به
زیبایی كنار هم نشاند.)
آقای عسگر اولادی به عنوان نماد جناح موسوم به راست به
عنوان آنچه ملت پا رویش گذاشت و از روی آن عبور كرد، جریان مشابه دكتر مصدق را با
احمدی نژاد مقایسه كرده و فراموش كرده آن ها كه زیر دست و پای اراده و انتخاب ملت
له شدند او و سرمایه داران مرفهی همچون او
بودند، اتفاقی كه حتا اگر آن را پیش از 9دی خوب درك نكردند، پس از آن باید به
خوبی در مییافتند. چرا كه گیریم كهولت سن مانع دیدن حقایق توسط ایشان شده باشد،
اما گوش آن ها هم فریاد "تاجر ورشكشته، برگرد به باغ پسته" ی ملت را
نشنید؟ آیا این شعار مردم در 9دی فقط مربوط به آن آقا و فرزندان فراری اش بود
یا به تمام سرمایه دارانی كه به تجارت آیندهی مردم ایران مشغولاند برمی گشت؟
آقای عسگر اولادی، درست است ویلای شما بسیار بزرگ است و درخت
ها و باغ آن حكم جنگل را دارد، ممكن است آن خانه برای بسیاری كه در آپارتمان های40
-50 متری زندگی میكنند حكم كل ایران را داشته باشد، اما شما نباید بگویید كه در
هنگام غیبت ریاست جمهوری در سراسر كشور خبری نشد! خانه و حزب شما كل ایران نیست [...]
پی نوشت:
خاطرات مرحوم كردان درباره آقای عسگراولادی واقعن شنیدی بود[...]
امروز از آن جهت یاد
شب عروسی پسر عسگر اولادی افتادم كه آنوقت هم سوالاتی كه اكنون در ذهنام
به وجود آمده به سراغام آمده بود[...]
چه کسی از تخریب فعالان سایبری سود می برد؟ دوشنبه 12 دی 1390
چرا حساب امثال "عسگراولادی" هیچ وقت با احمدی نژاد تسویه نمی شود؟ شنبه 21 آبان 1390
از منظری دیگر ! شنبه 18 تیر 1390
رییس جمهور محبوب من یکشنبه 1 خرداد 1390
چه کسی می ترسد؟ پنجشنبه 22 مهر 1389
همه ما یک "ممد نوری زادِ درون" داریم! سه شنبه 2 شهریور 1389
دیکتاتور و قطع 500 درخت در بزرگراه شهید چمران سه شنبه 26 مرداد 1389
هشت ماه نبرد سایبری - فصل تازه ای در بصیرت یکشنبه 30 خرداد 1389
برای محمد و قالی باف اش چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389
لیست آخرین پستها
تبلیغات