پس از اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی و بی تفاوتی حکومت پهلوی نسبت به این اتفاق، جمعیت فدائیان اسلام و آیت الله کاشانی که همکاری های تنگاتنگی را در آن زمان داشتند، از خود واکنش نشان می دهند و به دعوت آنان اجتماع عظیمی در روز جمعه 31 اردیبهشت 1327 در مسجد سلطانی تهران به منظور حمایت از مسلمانان فلسطین در قبال هجوم صهیونیستها برگزارشد. در این روز نواب صفوی و آیت الله کاشانی قطعنامه شدیدالحنی را علیه اسرائیل و در جهت بیداری امت اسلامی صادر کردند. پس از آن جمعیت کثیری سوار بر اتوبوسها، در خیابانهای تهران به راه افتادند و تاساعت 9 شب بر ضد اسرائیل شعار دادند.
فردای آن روز محل هایی که برای ثبت نام جهت اعزام به فلسطین، مشخص شده بود مملو از داوطلبینی شد که برای جنگیدن با اسرائیل اعلام آمادگی کردند. قریب به پنج هزار نفر ثبت نام کردند و فدائیان اسلام خطاب به دولت این اعلامیه را صادر کرد:
هوالعزیز، نصرمن الله و فتح قریب
خون های پاک فدائیان اسلام در حمایت از برادران فلسطین می جوشد. پنج هزار نفر از فدائیان رشید اسلام عازم کمک به برادران فلسطینی هستند و با کمال شتاب از دولت ایران اجازه حرکت به سوی فلسطین را می خواهند و منتظر پاسخ سریع دولت می باشند.
سید مجتبی نواب صفوی – فدائیان اسلام
پی نوشت :
این وبلاگ را روزی دوبار قرقره کنید، به ویژه این روزها
حکایت فلسطین به ما چه ی مجید عزیزی و فیلم فحاشی صوراسرافیل به اش را هم ببینید و بخندید D:
درآذرماه 1332 گروهی از دانشمندان و علمای اسلامی اجلاسی را تحت عنوان «مؤتمر اسلامی»، به منظور چاره جویی برای مقابله با تهاجمات اسرائیل و کمک به مردم فلسطین در اردن برگزار کردند.
«جمعیت انقاذ فلسطین» و «مکتب الاسرارالمعراج» از نواب صفوی برای شرکت در آن اجلاس دعوت به عمل آوردند. نواب این موضوع را با برخی ازعلمای مطرح درمیان گذاشت و برخی از این علما از جمله آیت الله صدرالدین صدر، شرکت در این اجلاس را به عنوان تکلیف شرعی برعهده نواب گذاشتند.
پس از دریافت دعوت نامه مؤتمر اسلامی، مجلس مشورتی در مسجد محمدیه سرچشمه تهران برپا شد که پس از موافقت اکثریت اعضای فدائیان اسلام، برای تأمین هزینه این سفر فیش هایی از سوی فدائیان اسلام به فروش رسید و مبلغ هشت هزار تومان جمع آوری شد. دراین جلسه سید عبدالحسین واحدی فرد شماره دو فدائیان اسلام ، اهمیت و ابعاد این سفر را برای حاضرین تشریح کرد.
نواب صفوی در تاریخ 11/9/1332به عراق سفر کرد و فردای آن روز به بیروت واز آنجا به بیت المقدس عزیمت نمود.
در اولین جلسه مؤتمر اسلامی، نواب صفوی درحضور رؤسای ممالک، اندیشمندان و علمای اسلام سخنرانی کرد. نواب ضمن ایراد سخنان آتشین به زبان عربی فریاد بیدارباش مسلمین را سرداد و برگزیدگان کشورهای اسلامی را به دفاع از سرزمین مسلمانان یعنی فلسطین و بیرون راندن صهیونیست فرا خواند. چنین حرارت درسخن وغیرت دینی، موجب حیرت و شگفتی حاضران گردید.
نواب از این اجلاس می گوید :
فضای مؤتمر را به جای اینکه اسلامی ببینم، عربی دیدم .می دیدم که همه سخنران ها بر این موضوع تکیه می کنند که حمله اسرائیل به سرزمین عربی فلسطین صورت گرفته است، اما وقتی نوبت سخنرانی من فرا رسید، دو رکعت نماز خواندم و توسل جستم و گفتم خدایا همه اینها به زبان عربی مسلط هستند، می خواهم دراین جمع صحبت کنم، از تو یاری می خواهم. بعد پشت تریبون رفتم و گفتم : اگر افتخار به عربیت باشد من فرزند بهترین مرد عرب هستم. اگر پیغمبر را از عرب بگیرند، عرب هیچ ندارد. شخصیت عرب به پیامبر اسلام است و من فرزند اویم. همان خداوند که فرمود: « إنا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباًو قبائلاً لتعارفوا إن اکرمکم عندالله اتقیکم»(حجرات،13).
حمله به سرزمین اسلامی فلسطین چه سرزمین عرب و چه غیر عرب ، حمله به سرزمین اسلام است.
سخنان آتشین نواب حاضران را به وجد آورده بود و به طوریکه فریاد زدند:
زنده باد این مهمان گرامی اسلام، زنده باد این قهرمان ملی ایران.
ایشان به قدری درخشیدند که مرد هفته شناخته شدند و در روزنامه های عربی عکس نواب و ملک حسین شاه اردن راچاپ کردند و نوشتند که ملک حسین تحت تأثیر سخنان نواب از سوار شدن برماشین ساخت انگلیس خودداری کرد.
پس از پایان کار کنفرانس ، نواب صفوی ،همراه هفتاد نفر از شرکت کنندگان برای دیدار ازآثار به جای مانده از تهاجم اسرائیل به مرزماوراء اردن رفت. هنگامی که نواب ابعاد جنایات صهیونیستها را با چشم خود دید، گریه کرد و دست به آسمان برداشت و این آیه را قرائت کرد:
« و اعدوالهم مااستطعتم من قوة و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم آخرین من دونهم. » (انفال/ 60)
نواب در کنار سیم خارداری که بین اردن و اسرائیل کشیده شده بود ، به قدری متأثر و عصبانی شد که ناگهان به آن سوی سیم خاردار پرید و با صدای بلند گفت:
این ننگ آور نیست که جز با اجازه اسرائیل ما مسلمانان نتوانیم قدم به خاک فلسطین بگذاریم.
مفتی اعظم سوریه (از شرکت کنندگان دراجلاس) در این مورد می گوید:
پس از کنفرانس نواب با هفتاد نفر برای بازدید بخش اشغالی قدس رفته بود یکباره عبایش را کناری انداخت و به حاضران گفت که باید برویم و درآن مسجدی که در منطقه اشغالی واقع است نماز بخوانیم و هر کس آماده شهادت است با ما بیاید. درحالیکه همه ترسیده بودند ، او حرکت کرد و دیگران نیز با وجود آنکه سربازان اسرائیل دستها را بر روی ماشه گذاشته بودند به دنبال وی به راه افتادند و نماز را به امامت وی خواندند.
نواب در جواب احمد سوکارنو رئیس جمهور وقت اندونزی که پس از بازدید، از نواب پرسیده بود که چرا چنین کاری کردی و نزدیک بود ما را به کشتن دهی؟ گفته بود:
بردم تا شهیدتان کنم تا ملتهای مسلمان با کشته شدن نمایندگانشان، بیدار شوند.
مواجهه نواب با عمق فاجعه فلسطین در جریان مؤتمر اسلامی، دل مشغولی جدیدی را برای او ایجاد کرده بود، درجریان دیداری که پس از اجلاس اردن، از قاهره به عمل آورد، نواب در دیداری که از دانشگاه عین الشمس قاهره داشت، یاسر عرفات که در آن هنگام دانشجو بود را مورد خطاب قرار می دهد که فلسطین زیر چکمه های صهیونیزم و آمریکا جان می دهد و تو می خواهی مهندس شوی؟ تو باید شرافتمندانه بجنگی و از سرزمینت دفاع کنی.
عرفات بعدها می گوید :این سخنان نواب صفوی مرا تکان داد و روحیه انقلابی در من پدید آورد و از آن پس درس و مشق را رها کردم و به کار نهضت پرداختم.
منابع :
1-زمینه های انقلاب اسلامی ایران ، نجف لکزایی و منصور میراحمدی ، مؤسسه فرهنگی انتشارات ائمه (ع) 1377 ، ص122
2- فصلنامه «تاریخ و فرهنگ معاصر» ، ش 3و4 ، ص38-37
هشت ماه نبرد سایبری - فصل تازه ای در بصیرت یکشنبه 30 خرداد 1389
برای محمد و قالی باف اش چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389
زیر چکمه های لیدی گاگا هم جایی برای موسوی نبود یکشنبه 12 اردیبهشت 1389
مواظب دفترچه خاطرات مان باش! شنبه 11 اردیبهشت 1389
birthday دوشنبه 23 فروردین 1389
نظر سنجی پنجشنبه 19 فروردین 1389
ما دارا و ندار را خانوادگی می بینیم شنبه 7 فروردین 1389
سال نو ... شنبه 29 اسفند 1388
دیشب عروسی پسر عسگراولادی بود چهارشنبه 19 اسفند 1388
لیست آخرین پستها